درد و دلي با شهيد
و اما
سلام به روح بلند شهيد رسولي!
شهيد جان! با تو سخن دارم... با تو كه لياقت و صلاحيت اين را داشتي كه خون پاكت را براي حقيقت بدهي...
اين روزها در تكاپوي دگرگوني فصلي نو و تجدد گرايي روزگارانيم
تجدد گرايي كه با فراموشي ارزشها همراه شده است... البته به تو شهيد عزيز بگويم بدان و شاد باش كه اندك اين پستي ها و فسادهاي كوچه و بازارها به طول خواهد انجاميد چرا كه مردم ما مردمي حقيقت جو هستند نه تنها مردم ما بلكه همه و همه فطرت توحيد و توحيدگرايي در بطن و متنشان منقوش است ...
شهيد عزيز! در اين ايام روزگاران نو كه پستي نويي ماده بر .... رنگ ديگري پوشانده است از تو و همه شهيدان ميخواهم برايمان دعا كني كه زينب وار بتوانيم براي دفاع از خون پاك شما بايستيم...
آري آري ميدانم شما نيازي به اين مسائل نداريد و اصلاً دينمان و حقيقتمان نياز ندارد ولي نشستن كار ما نيست.... البته بي عنايت حق ، امام زمان و شما اين امر لايمكن...
دلم میخواست که پرچمدار باشم/